متن تقدیر از معلم
دل درياييت لبريز از آرامش است همچون كوه استوار از حوادث روزگار ايستاده اي ،
و همچون ابر، باران پر شكوه معرفت بر چمن هاي دشت آموختگي فرو مي ريزي.
كلام روح بخش و دلنشين تو موسيقي دلنوازي است كه بر گوش جان مي نشيند و آهنگ زندگي را به شور در مي آورد. رواني به لطافت گلبرگهاي ارغوان داري كه از احساس و شور و شعف لبريز است. دستهاي روشنت سپيدي خود را از گل بوسه هاي گچ گرفته و شمع وجودت از نيروي ايمان و انسانيت شعله ور است. سرخي شفق، تابش آفتاب، نغمه بلبلان، صفاي بستان، آبي درياها، همه و همه را مي توان در تو خلاصه نمود. معناي كلام اميد بخش تو همچون نسيم صبحگاهي نشاط بخش روح خسته ماست..
تو روشنايي بخش تاريكي جان هستي و ظلمت انديشه را نور مي بخشي. چگونه سپاس گويم مهرباني و لطف تو را كه سرشار از عشق و يقين است. چگونه سپاس گويم تأثير علم آموزي تو را كه چراغ روشن هدايت را بر كلبه ي محقر وجودم فروزان ساخته است. آري در مقابل اين همه عظمت و شكوه تو مرا نه توان سپاس است و نه كلام وصف. تنها پروانه ي جانم برگرد شمع وجودت، عاشقانه چنين مي سرايد: معلم كيميايي جسم و جان است ... معلم همان راهنماي گمرهان است ... شده حك بر فراز قله ي عشق ... معلم وارث پيغمبران است.
















